<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>در انتظار معجزه...</title>
<link>http://bitabi.blogfa.com/</link>
<description>تانكني جاي قدم استوار                              پاي منه درطلب هيچ كار</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 05 Aug 2007 11:55:10 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>مسابقه وبلاگنویسی با موضوع مهدویت </title>
<link>http://bitabi.blogfa.com/post-35.aspx</link>
<description>&lt;CENTER&gt;&lt;A href=&quot;http://talieyzohor.ir/fa/mahdi.htm&quot; alt=&quot;مسابقه وبلاگنویسی با موضوع مهدویت&quot;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://tinypic.com/k4cyyq.jpg&quot;&gt;&lt;/A&gt;&lt;/CENTER&gt;</description>
<pubDate>Sun, 05 Aug 2007 11:55:10 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bitabi&amp;postid=35</comments>
<dc:creator>bitabi</dc:creator>
<guid>http://bitabi.blogfa.com/post-35.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>رهبر معظم انقلاب اسلامی: آیت الله مشکینی جامع علم و عمل، جهاد و زهد، تشخیص و سلوک صائب بود</title>
<link>http://bitabi.blogfa.com/post-34.aspx</link>
<description>بسم الله الرحمن الرحیم&lt;BR&gt;انالله و انا الیه راجعون&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;رحلت فقیه مجاهد و پارسا حضرت آیت الله آقای حاج میرزا علی مشکینی اعلی الله مقامه موجب تأسف و تأثر شدید اینجانب گردید. این روحانی عالیقدر از جمله ی شخصیت های نادری بود که در سراسر عمر با برکت و در مراحل گوناگون زندگی نورانی خویش منشأ برکات فراوان برای حوزه ی علمیه و مردم مؤمن و اسوه ی اخلاقی و عملی برای شاگردان و ارادتمندان خود بود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در دوران طاغوت جزو پیشگامان نهضت اسلامی و در دوران جمهوری اسلامی در شمار مجاهدان واقعی و معلم اخلاص و پرهیزگاری و پارسائی محسوب می گشت. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;رفتار و عمل او بیش از بیان شیرین و رسایش، دعوت کننده&amp;nbsp; &amp;nbsp;به ایمان و پارسائی و حق طلبی و حقگوئی بود. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;جایگاه رفیع او در نظام جمهوری اسلامی و ریاست مجلس خبرگان رهبری از آغاز تشکیل این مجلس که نشانه ی حرمت و مکانت او در چشم نخبگان و علمای بزرگ و اساتید مبرّز روحانی کشور است، هرگز نتوانست در تواضع و فروتنی او یا در زندگی زاهدانه و دامن پاک او کمترین خدشه ئی وارد آورد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;او جامع علم و عمل، و جهاد و زهد، و تشخیص و سلوک صائب و مستقیم و بدون انحراف بود. فقدان این عالم ربانی و این روحانی جلیل القدر، ضایعه ای بزرگ است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;از خداوند متعال علوّ درجات و مغفرت و رحمت واسعه اش را برای روح مطهر ایشان مسألت می کنم و به ملت ایران و حوزه های علمیه و مراجع عظام و علمای اعلام بویژه به خاندان مکرم و بازماندگان محترم و همه ی ارادتمندان و شاگردان ایشان تسلیت عرض میکنم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;والسلام علیه و رحمه اله و برکاته&lt;BR&gt;سیدعلی خامنه ای&lt;BR&gt;8/مرداد/1386&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 04 Aug 2007 09:09:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bitabi&amp;postid=34</comments>
<dc:creator>bitabi</dc:creator>
<guid>http://bitabi.blogfa.com/post-34.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>من و بابا </title>
<link>http://bitabi.blogfa.com/post-33.aspx</link>
<description>این صدا رو حتما بشنوید، حس واقعي كه توش جريان داره دل آدم رو ميبره...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.zirozebar.com/shshimiaey.mp3&quot; target=_Self&gt;دانلود صدا&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 21 Jul 2007 06:54:22 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bitabi&amp;postid=33</comments>
<dc:creator>bitabi</dc:creator>
<guid>http://bitabi.blogfa.com/post-33.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پرچمهاي مواج </title>
<link>http://bitabi.blogfa.com/post-31.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;پرچمهاي مواج در مزار شهداي شهرستان رشت &quot; hspace=0 src=&quot;http://magi-.persiangig.com/DSC01011.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;يك رديف از مزار شهدا رو با آب شسته بودند،‌همون رديفي كه قرار بود مهمانها در دو طرفش بايستند،‌پرچم ايران داشت اوون ميون خودنمايي مي كرد و باد كه ميزد به زيرش و مي رقصوندش حال خوبي به آدم ميداد...&lt;BR&gt;دلم گرفت، دلم ميخواست يه ظرف آب بردارم و همه ي مزارها رو با آب بشورم، اما خوب داشتن ساخت و ساز ميكردن و اگه شسته ميشدند يكي دو ساعت بد گلي ميشدند و مي موند تا وقتي كه يكي بياد سر مزارشون...&lt;BR&gt;از چمران گفتند و وصيت نامه اش رو خوندند،‌قبلا اين وصيت نامه رو خونده بودم، اما وقتي صداي گوينده در بلندگو مي پيچيد و اونطور با تنين پخش ميشد مو به تن آدم سيخ ميشد، احساس ميكردي كه از داخل داري تهي ميشي...&lt;BR&gt;احساس جالبي، هميشه اين حس وجود نداره، اما وقتي مياد سراغت كه در مقابل يه وجود بزرگ ريز شده باشي...&lt;BR&gt;نمي دونم بقيه چه حسي داشتند اما من خيلي كوچك بودم در مقابل شوري كه در وصيت نامه دكتر چمران موج ميزد...&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 25 Jun 2007 05:06:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bitabi&amp;postid=31</comments>
<dc:creator>bitabi</dc:creator>
<guid>http://bitabi.blogfa.com/post-31.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>روز شمار دفاع مقدس </title>
<link>http://bitabi.blogfa.com/post-19.aspx</link>
<description>در این لینک یک روز شمار قرار دارد 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با زدن روی هر روز می توانید وقایع نگار آن روز در سالهای جنگ را ببینید &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دوستان زیادی را می شناسم که دوست دارند وقایع دفاع مقدس را به تاریخ بدانند&lt;/P&gt;
&lt;P align=left&gt;&lt;A href=&quot;http://www.aviny.com/archive/War/index.aspx&quot;&gt;http://www.aviny.com/archive/War/index.aspx&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 13 Jun 2007 15:00:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bitabi&amp;postid=19</comments>
<dc:creator>bitabi</dc:creator>
<guid>http://bitabi.blogfa.com/post-19.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اقدامات مرکز اسناد دشمنان انقلاب را مایوس کرده است</title>
<link>http://bitabi.blogfa.com/post-4.aspx</link>
<description>&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://irdc.org/images/news/news-big-070612095550-44.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حجت الاسلام مصطفی پورمحمدی وزیر کشور در مراسم تجلیل از مرکز اسناد انقلاب اسلامی که دیروز در فرهنگسرای دانشجو برگزار شد ، با بیان اینکه تاریخ معاصر ایران جزو نقاط عطف تاریخ جهان است، گفت: انقلاب ایران یکی از انقلاب های بزرگ جهانی است، چرا که توانست تحولی شگرف در عرصه داخلی و جهانی به جای بگذارد.&lt;BR&gt;وی با بیان اینکه هر روز امواج این انقلاب در حال پیشروی است، افزود :امواج انقلاب اسلامی ایران در مناطق و عرصه های جدیدی پیشروی می کند و بدون تردید تاریخی بسیار مهم و تعیین کننده است.&lt;BR&gt;وزیر کشور فعالیت های مرکز اسناد انقلاب اسلامی را فراتر از فعالیت یک مرکز خواند و اظهار داشت:این مرکز توانست نگاه دقیقی به تاریخ و زوایای مختلف آن را ایجاد نماید.&lt;BR&gt;پورمحمدی خاطرنشان کرد : تعمیق فهم و بینش اجتماعی که یکی از اقدامات این مرکز بود اقدامی به جا و شایسته است.&lt;BR&gt;وی ادامه داد : مرکز اسناد انقلاب اسلامی نقشی ماندگار در ثبت و ضبط اسناد انقلاب اسلامی دارد و آغاز بکار دوره دوم این مرکز که همراه با مدیریت روح الله حسینیان است را می توان دوره ای افتخارآمیز برای مرکز اسناد انقلاب اسلامی تلقی کرد.&lt;BR&gt;وزیر کشور اظهار داشت : دوره اول مرکز اسناد به تاسیس، جمع آوری ، ثبت و ضبط اسناد و سازماندهی این مجموعه سپری شد و در دوره دوم با حضور حسینیان و رویکرد وی در خصوص در دسترس گذاشتن این اسناد برای پژوهشگران ادامه می یابد.&lt;BR&gt;وی گفت : فهرستی از موضوعاتی که باید در خصوص آنها برای تدوین تاریخ معاصر تحقیق می شد حدود دو هزار موضوع بود که مورد طبقه بندی و جمع آوری قرار گرفت. لذا این اقدام کاری بسیار مهم در جهت تدوین تاریخ معاصر بود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;پورمحمدی اظهار داشت : هنگامی که مجموعه خدمات مرکز اسناد انقلاب اسلامی به مقام معظم رهبری ارائه شد ایشان از این اقدامات تقدیر نمودند و الطاف ، نگاه و توجه خود را نسبت به آن افزایش دادند تا این کار با جدیدت ادامه یابد. &lt;BR&gt;وی افزود : انقلاب اسلامی ایران بدون تردید به دلیل میزان جاذبه و دافعه ای که دارد یکی از بزرگترین حوادث تاریخی است.&lt;BR&gt;پورمحمدی ادامه داد : انقلاب ایران مدافعانی دارد که برایش جان می دهند و از دیگر سو دشمنانی هم دارد که ثانیه ای نمی توانند آن را تحمل کنند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;وزیر کشور خاطرنشان کرد : این حجم از جاذبه و دافعه وزن انقلاب اسلامی را نشان می دهد و هر روز که می گذرد وزن آن را در حوزه دوستان و دشمنان می توانیم ببینیم.&lt;BR&gt;وی با اشاره به بررسی های وزارت ارشاد اظهار داشت : وزارت ارشاد در بررسی های خود اعلام کرد در 18 سال اخیر بیشترین مطالبی که در نشریات عمومی جهان وجود داشته درباره انقلاب اسلامی ایران بوده است لذا مهم نیست این مطالب له یا علیه انقلاب ما باشد بلکه مهم این است که این حادثه ذهن سیاستمداران ، جوامع و تحلیلگران را به خود مشغول کرده است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;پورمحمدی خاطرنشان کرد : پرداختن به موضوع انقلاب بسیار مهم و تعیین کننده بود به گونه ای که انجام اقدامات جدی در این راستا عده ای را از تحریف تاریخ ما مایوس کرد.&lt;BR&gt;وزیر کشور تاکید کرد : کار مرکز اسناد انقلاب اسلامی در نوع خود مهم و موثر بود چرا که توانست فرهنگ خاطره نویسی و خاطره خوانی را در کشورمان زنده کند و این اقدامی مبارک و ماندگار خواهد بود.&lt;BR&gt;وی افزود : در کنار این اقدامات از بوجود آمدن و ظهور نسل جدید پژوهشگر و تحلیلگر تاریخ خرسندیم.&lt;BR&gt;وزیر کشور تاکید کرد : مرکز اسناد انقلاب اسلامی باید در در دو فصول دیگر تاریخ نیز اقداماتی را انجام دهد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;وی ادامه داد : یکی از فصول تاریخ ما باید شامل تاریخ انقلاب تا امروز شود و بخش دیگری از آن باید به بررسی پیش از تاریخ معاصر تا تاریخ باستان اختصاص یابد.&lt;BR&gt;وزیر کشور اظهار داشت : تاریخ معاصر متقاضیان خارج از مرز نیز بسیار دارد لذا باید تاریخ معاصر به طالبان آن سوی مرزها نیز منتقل شود.&lt;BR&gt;پورمحمدی گفت : مرکز اسناد اتقلاب اسلامی می تواند این تاریخ ها را به زبان های زنده و پرمشتری دنیا ترجمه کند.&lt;BR&gt;وی از شهرداری و اعضای شورای شهر تهران خواست تا بخشی از منابع خود را به چنین موسساتی که بانی انجام کارهای ماندگارهستند هدایت کنند.&lt;BR&gt;وزیر کشور افزود : معمولا شهرداری ها می توانند به صورت جدی به این امور اهتمام ورزند و امیدواریم فعالیت خود را در این راستا تقویت نمایند.&lt;BR&gt;پورمحمدی در خاتمه گفت : این گونه مجموعه ها نیازمند یارانه هستند و ما باید از طریق مختلف به این مراکز کمک کنیم تا آنها همچنان سرپای خود بایستند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;حجت‌الاسلام روح‌الله حسینیان رییس مركز اسناد انقلاب اسلامی نیز در این مراسم طی سخنانی خاطرنشان كرد: آنچه موجب حضور من در مركز اسناد انقلاب اسلامی شده است، تنها به عنوان موسسه تحقیقاتی است كه تلاش و همت همكاران را در پی دارد و بنده تنها نماینده‌ای از دوستانی هستم كه تبر بر دوش و قلم بر دست می‌نویسم كه گاهی تنها با اعتراضات خود شریك این همت و بزرگواری آنها هستم. &lt;BR&gt;وی ادامه داد: موسسه‌ای كه از كمك دولتی برخوردار نبوده، امروزه به عنوان یك موسسه‌ تحقیقاتی مورد قبول داخل و خارج شناخته شده است كه تنها نكته‌ی آن اعتقاد و توكل مدیریت بوده است. &lt;BR&gt;رییس مركز اسناد انقلاب اسلامی در پایان سخنانش تصریح كرد: بنده معتقدم كه حكومت جمهوری اسلامی ایران وابسته به امام زمان (عج) است و خدمت كردن و جارو كردن در خیابان‌های جمهوری اسلامی را واقعا برای خود عبادت می‌دانم، اما معتقدم كه خدمت علمی و فرهنگی وفكری ماندگارتر و بقای بیشتری دارد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 12 Jun 2007 20:36:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bitabi&amp;postid=4</comments>
<dc:creator>bitabi</dc:creator>
<guid>http://bitabi.blogfa.com/post-4.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>وبلاگ اداره تحقیقات و جمع آوری آثار بنیاد شهید و امور ایثارگران استان گیلان راه اندازی شد </title>
<link>http://bitabi.blogfa.com/post-13.aspx</link>
<description>&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وبلاگ اداره تحقیقات و جمع آوری آثار بنیاد شهید و امور ایثارگران استان گیلان راه اندازی شد &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=left&gt;&lt;A href=&quot;http://isaar.mihanblog.com&quot;&gt;http://isaar.mihanblog.com&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 09 Jun 2007 06:33:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bitabi&amp;postid=13</comments>
<dc:creator>bitabi</dc:creator>
<guid>http://bitabi.blogfa.com/post-13.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>داغ بی تسلی</title>
<link>http://bitabi.blogfa.com/post-3.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;داغ های همه تاریخ را ما به یکباره دیدیم،چرا که ما امت آخرالزمانیم، و خمینی، این ماه بنی هاشم، میراث دار همه صاحبان عهد بود در شب یلدای تاریخ. در عصر ادبار عقل و فلک زدگی بشر،در زمانه غربت حق، در عصری که دیگر هیچ پیا مبری مبعوث نمی شد و هیچ منذری نمی آمد خمینی میراث دار همه انبیا و اسباط ایشان بود و داغ او بر دل ما ، داغ همه اعصار ، داغی بی تسلی.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ما را این گمان نبود هرگز که بی او بمانیم. آخر او آیتی بود که«ثقلین» را در وجود خود معنا می کرد، همه «ماتَرَک رسول الله» را، و ما می دانستیم که زمین و زمان می گردند تا انسان هایی چون او، هر هزار سال یکی، پای به دنیای گذارند. آخر آدم هایی چون او، قطب سنگ آسیاب افلاکند،مصداق حدیث «لو لاک» اند و غایت الغایات وجود……و حق است اگر با رفتن زمین از رفتن باز ماند آسمان نیز ،خورشید سرد شود و ماه بشکافد و دریا ها طغیان کنند و باران خون از آسمان ببارد و مومنین از شدت ماتم دق مرگ شوند، و اگر نبود آن حجت غایب، تو بدان، بی تردید که همان میشد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ما را این گمان نبود که بعد از او بمانیم، اما او رفت و زمین ماند و ما نیز بر زمین، در این پهنه بی منتهایی که عقل راه به جایی نمی &lt;SPAN lang=fa&gt;بر&lt;/SPAN&gt;د. دریاها و زمین و آسمان و ماه و خورشید بر جای ما ندند تا مقصود خمینی«ره» محقق شود، آن سان که بعد از رحلت آخرین فرستاده خدا نیز دور فلک بر جای ماند تا حقیقت وجود او را در جهان تحقق بخشد. آخر انسان هایی چون او که یک فرد نیستند ،یک امت اند و یک تاریخ.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;کوران روزحشر در اینجا نیز کورند_ که :&quot;&amp;nbsp;من کان هذه اعمی فهو فی الاخراعمی&quot; _ ونمی بینند. آنان از کجا بدانند که کدام امر عظیم واقع شده است؟ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;نه آنگاه که امام آمد و نه امروز که رفتند است. اگرنه، این ولی خدا برای آنان حجتی میشد تا صدق قصص انبیا را باور کنند و چون سحره فرعون دربرابر این انقلاب به سجده درآیند که &quot;&amp;nbsp; امنابرب موسی و هرون &quot;&amp;nbsp; اگر نه، این ولی خدا برای انان حجتی میشد تا زهد وعدالت&amp;nbsp; علی را باور کنند، حلم حسن را وشجاعت حسین را و…… واین ولی خدا برای آنان حجتی میشد تا عظمت حق را و همه صفات خدا یی را در وجودش بنگرد و انسان را، همچون خورشیدی که نورش از ازلیت تا به ابدیت را فرا گرفته است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;داغ های همه تاریخ را ما به یکباره دیده ایم. یک بار دیگر این رسول اکرم است که در دنیا رفته است، یک بار دیگر این علی است که به شهادت رسیده است، یک بار دیگر این فاطمه است وحسن است وحسین است که ما را داغدار کرده اند، یک بار دیگر این مهدی است که در حجاب غیبت رفته است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دست ما اگر به نخل بلند وجود او نمی رسد، دست خمینی که می رسید. او آمد تا معنای «انتظار» را به این امت بیا موزد، در آینه وجود خود که اسوه مصادیق منتظران بود، و اکنون دیگر دور افلاک را مرادی نیست جز آنکه منتظر مهدی باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;امام «ره» به ما آموخت که «انتظار در مبارزه است» و این بزرگترین پیام او بود، و پس از او، اگر باز هم امیدی ما را زنده میدارد همین است که برای ظهور آخرین حجت حق مبارزه کنیم. امام «ره» ما را آموخت که « عرفان را با مبارزه جمع کنیم»و خود بهترین شاهد بود&amp;nbsp; که بر این مدعا که&amp;nbsp; عرفان عین مبارزه است، و از این پس دیگر چه داعیه ای می ما ند برای انان که عرفان را به مثابه امری کاملآ شخصی بهانه واماندگی خویش می گر فتند؟ او کتاب و سنت را در وجود خویش تفسیر کرد و مجهولات شریعت و طریقت رابا مفتاح مبارک حیات خویش گشود و ما می دانستیم که جهاد اصغر شرط لازم جهاد اکبر است و اولیای مقرب خدا در تمام طول تاریخ همواره بر همین شیوه زیسته اند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دیگر چه داعیه ای می ماند برای آنان که حکم برظاهر&amp;nbsp; اشعار عرفانی می راندند و با چشمی ظاهربین چهره افیونی خویش را در آینه صیافی وجود عرفا می دیدند و حتی این اواخر ،دیگر افعال و اقوال منصور حلاج را هم با عقل کج اندیش ماتریالیسم دیالکتیک معنا می کردند و حافظ را شرابخواره و زنبازه ای از سلک خویش می گرفتند؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آیا ندیدند او را که از این سوی پنجه ارباب جور انداخته بود و از آن سوی «سجاده به می رنگین» داشته بود و «دلق مرتع را گرو جامی شراب مرد افکن» نهاده بود؟ آیا ندیدند که در «خلوت ان کار دیگر کردن»&amp;nbsp; و «صراحی پنهان کشیدن » یعنی چه؟ مگر این مردترین مردان میدان مبارزه و زاهدترین&amp;nbsp;زُهاد زمانه نبود که دم از خال لب چشم بیمار و می و میخانه بتکده و رند می آلود خرقه پیر خراباتی میزد ؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;امام رفت و زمین ماند و ما نیز بر زمین ماندیم.با داغ جراحتی سخت بر دل و باری سنگین بر دوش . امام رفت تا بار تکلیف&amp;nbsp;ما برگرده عقل واختیارمان بار شود و همان سان که سنت لا یتغیر خلقت بوده است، چرخه بلیات ما را نیز به میدان کشد و آزموده شویم و این آیت ربانی درست درآید که &quot; لنبلونکم حتی نعلم الجاهد منکم و الصابرین&quot;.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اکنون ،این ماییم و امانت او . دست بیعت از آستین اخلاص برآریم و در کف فرزند و برادرش و تلمیذ مدرسه اش بگذاریم که اگر بعد از رحلت رسول الله ظهر حکومت اسلام&amp;nbsp; به غروب خونین شهادت حسین بن علی و «شب بی قمر غیبت » انجامید ، این بار امام فرصت یافت تا وثیقه حکومت را به معتمدین خویش بسپارد و این خود نشانه ای است بر این بار&amp;nbsp; بشارت که خداوند اراده کرده است تا حزب الله و مستضعفین را به امامت و وراثت زمین برساند.&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;</description>
<pubDate>Mon, 04 Jun 2007 06:24:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bitabi&amp;postid=3</comments>
<dc:creator>bitabi</dc:creator>
<guid>http://bitabi.blogfa.com/post-3.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://bitabi.blogfa.com/post-2.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://www.rahianenoor.ir/mosabeghe/mosabegheh.htm&quot;&gt;&lt;IMG height=220 src=&quot;http://www.rahianenoor.ir/image/asli/rahavard.jpg&quot; width=380 border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 22 May 2007 10:18:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bitabi&amp;postid=2</comments>
<dc:creator>bitabi</dc:creator>
<guid>http://bitabi.blogfa.com/post-2.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>غزل بگو که غزل از زبان تو زیباست / حاشیه دیدار رهبر انقلاب با خانواده‌های شهدا، ایثارگران و جانبازان</title>
<link>http://bitabi.blogfa.com/post-29.aspx</link>
<description>&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.khamenei.ir/FA/News/img/news-0227.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;• چند سالته؟&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;ـ : 6 سال!&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;ـ : چه پسر خوبی! آمدی اینجا چیكار!&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;ـ : آمدم آقای خامنه‌ای را ببینم!&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;ـ : آفرین!&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;ـ : تازه یک چیزی هم آوردم كه برای رهبر بخوانم.&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;ـ : بارك الله ! خودت نوشتی.&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;ـ : نه! مامانم نوشته!&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;ـ : آفرین به مامانت! این كی …&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;ـ : بابامه! آوردمش اون هم آقای خامنه‌ای را ببینه…&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;تقریبا شبیه دیالوگی بود كه بین فیلم‌بردار و پسركی كه ویلچر پدرش را هدایت می‌كرد! رد و بدل شد.&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;خیلی فضای عجیبیه…!&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;• امروز می خواستم در قسمت جلو-vip- بنشینم، برای همین، همْ صبح زود از خواب بلند شدم، همْ از درب صحن آزادی، درب پشت جایگاه رفتم. اینجا محشری به پاست…&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;• همه ویلچرها در صف ایستاده‌اند تا به نوبت وارد شوند. بعضی‌ها بدون همراه آمده‌اند. این یعنی اینكه ویلچری‌ها خودشان باید، خودشان را به داخل ببرند. این یعنی اینكه داری می‌روی، توی راه یك ویلچری را می‌بینی كه تمام بدنش می‌لرزد. می‌گویند گردنی است. این یعنی اینكه بالكل تعطیله. این یعنی این كه وقتی نگاهش می‌كنی می‌خواهی با آن همه ریش و سیبیل، وسط راه بنشینی بلند بلند عربده بكشی، داد بزنی، گریه كنی! این یعنی اینكه هیچ وقت نتوانی جدی پاسخ این سؤال را بفهمی كه «چی» او را با این حالش به اینجا كشانده است. این یعنی اینكه دلت باید به حال خودت بسوزد. این یعنی اینكه محشریه اینجا…&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;• برای اینكه زودتر به جایگاه برسم و شروع كنم به ثبت حاشیه‌ها؛ این بار هم چند تا از برادران جانباز را جا زدم. مثل دیروز که چندتایی را جا زده بودم!&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;• دم گیت بازرسی تعداد زیادی از ویلچری‌هایی كه بی‌همراه بودند –احتمالا- دنبال راه چاره‌ای می‌گشتند كه چه جوری خودشان را به جایگاه برسانند. مجبور شدم علاوه بر نقش خبرنگاری نقش همراه آن‌ها را هم بازی كنم…&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;• خدا خیر آن چند خدام را بدهد! وقتی خاطرم جمع شد كه به كمك اون ویلچری‌ها آمدند، خودم را كندم و سریع به جایگاه رساندم…&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;• كُلاً امروز قسمت ما شده كه همه كاری بكنیم، جز خبرنگاری! دم ورودی جایگاه یک بابایی داشت می‌گفت كه دیابتی شدیده! و باید این نان و پنیر را با خودش داخل ببره و الا ممكن است وسط صحبت‌های آقا غش كند و رودست بچه‌های حفاظت بماند!&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;مسئولیت خطیر بردن بسته نان و پنیر تا محل بچه‌های چك و خنثی و برگرداندن آن‌ها تا دم در ورودی جایگاه به من سپرده شد!&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;• بالاخره تو رفتم…&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;• تا تو رفتم همان كنار؛ دم در نشستم. انصافا جای خوبی بود! مهمتر از اینكه هم به جایگاه اشراف داشتم و هم به جمعیت، در ضمن می‌توانستم تكیه هم بدهم!&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;داشتم پیش خودم دو دو تا چهار تا می‌كردم كه این فیض، پاداش كمك به جابجایی ویلچری‌ها بوده و یا بخاطر پذیرفتن مسئولیت بردن بسته نان و پنیر، كه یكی از عزیزان حفاظت زد سر شانه ام:&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;ـ : داداش؛ لطفا از اینجا بلند شو؛ اونجا بشین!&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;اونجا یعنی اینكه نه می‌توانستی تكیه بدهی، نه به جایگاه اشراف داشته باشی!&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;• تقریبا یک كم این ورتر؛ یعنی دقیقاً روبروی من 3 ـ 4 ردیف از جانبازهای ویلچری نشسته‌اند…&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;• لطفا گیرْنده چرا هی می‌گویی ویلچر یا ویلچری. زرنگ باشی عمق معنا و نشاط قداست این كلمه را درك می كنی! …&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;• بازار شعار و تكبیر و هم‌خوانی‌های اشعار از دیدارهای روز قبل خیلی داغتره! … خیلی داغ‌تر!&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;• بر خلاف احتمالات همیشه، این بار وظیفه تهییج جمعیت و شعاردهی را خانم‌ها بر عهده گرفته‌اند. یك نفس شعار می‌دهند. آقایون هم مجبورند همكاری كنند و در این رجز خوانی با تمام وجود مایه بگذارند.…&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;• جانبازی را روی تخت آوردند. قطع نخاعیست … انگار نه انگار غیر از سر، چیزی ندارد! لبخند می‌زد و با دكتر همراهش مرتب شوخی می‌كرد.&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;… آدم در برابر این همه … این همه … نمی دانی اسمش را چی بگذاری! در قاموس فرهنگ لغاتت‌ كلمه‌ای را پیدا نمی كنی، یعنی اصلا به تو اجازه نمی‌دهند كه بتوانی پیدا كنی!&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;بعضی وقت‌ها، لازمه آدم (حتی اگر خبرنگار باشد و كارت ویژه دیدار داشته باشد!) قلمش را بكشد، كاغذ‌هایش را پاره كند و برود خودش را لای گل دیوار دفن كند!&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;• مراسم رسما شروع شد. اول آقای مجری، بعد قرائت قرآن.&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;• یك قاری 70 درصدی. (شاید بهتر از این نشود یك نفر را مدح كرد.) از روی ویلچر قرآن می‌خواند…&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;• یك جانباز من را صدا كرد:&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;ـ : آقای برادر، می‌شه یكی از اون برگه‌های دستت با یك خودكار قرض بدی!&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;ـ : بعله !&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;ظاهرا می‌خواست نامه‌ای به «رهبر»ش بنویسد.&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;• یه آقایی بین جمعیت ویلچری‌ها راه می‌رود و پلاستیك دستش را پر از نامه‌هایی می‌كند كه احتمالا برگه‌هایش از آقایان برادری مثل من قرض گرفته شده!&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;• نوبت به شعر خوانی یكی از جانبازان رسید..&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;• بلافاصله بعد از شعر خوانی آقا آمد. وسط جمعیت بعضی ها لی لی می‌كردند! یك پا نداشتند یا داشتند و مصنوعی بود! برای اینكه خودشان را هر چه زودتر به رهبر برسانند یاد كودكی را زنده می‌كردند!&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;• هماهنگی هم‌خوانی سرودها در حد افتضاح بود…&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;• 3 شهید، 2 جانباز! بچه‌هایش را این طوری تقسیم بندی کرده است. وقتی پشت تریبون به عنوان پدر 3 شهید و 2 جانباز دعوت شد، همه یک جورایی تو کف ماندند.&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;نه بسم الله گفت، نه هیچی دیگر. دست‌هایش را بلند کرد و شعار داد: الله اکبر! جانم فدای رهبر!&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;مو را بر بدن جمعیت سیخ کرد! تقریباً همه بدون اینکه بفهمند، دیدند که دست‌هایشان بلند شد و الله اکبر، جانم فدای رهبر می‌گویند. خیلی‌ها هم گریه کردند.&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;• گریه می‌کرد و حرف می‌زد. شیرین حرف می‌زد. بدون هیچ گونه تکلف و تقیدی.&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;• فرزند یکی از شهدا برنامه بعدی را اجرا کرد. دکلمه خواند… نه... مقاله خواند!&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;• نشسته‌ای و می‌خواهی گریه کنی! دور و برت را که نگاه می‌کنی با کلکسیونی از اعضا و جوارح قطعه قطعه شده و از هم گسسته‌ای مواجه می‌شوی که فقط یک اراده پولادین می‌تواند آن‌ها را کنار هم بچسباند!&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;• غزل بگو که غزل از زبان تو زیباست&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; سخن بگو که سخن گفتنت مسیحاییست&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;آقا، شروع کردند…&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;• حقیقتاً برای من افتخار و شرف است که در میان خانواده شهدا قرار گرفتم ـ رهبر گفت. همان اول، بعد بسم‌الله.&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;• یکی اون وسط هی می‌خواست تکبیر بگوید، هی نمی‌شد. هی سعی می‌کرد جمعیت را تهییج کند، هی خرابکاری می‌کرد. بدجوری روی اعصاب راه می‌رفت…&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;• رهبر چند توصیه جدی کرد:&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;ـ نگذارید نام شهیدان دستخوش فراموشی شود...&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;ـ فرزندان شهدا، خانواده شهدا به پدران شهید خود افتخار کنید...&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;ـ یاد شهدا را همه باید نصب‌العین خودشان قرار دهند...&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;ـ خود خانواده شهدا باید پاسدار ارزش‌های حقیقی شهدا باشند...&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;ـ بنیاد شهید با تمام توان، خود را در خدمت رفاه مادی و معنوی خانواده شهدا قرار دهد...!&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;احتماً مسئولین بنیاد شهید، دیگر خواب نخواهند داشت!&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;• یکی از جانبازان حالش بد شد، از جلسه بردنش بیرون.&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;• یه جایی از صحبت‌ها آقا گفت:&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;ـ سلطه‌گران غلط می‌کنند که بر کشوری غیر کشورشان سلطه‌گری کنند…&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;ـ سلطه‌پذیران بیجا می‌کنند علی رغم میل باطنی ملتشان اجازه سلطه‌گری می‌دهند…&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;این یعنی؛ تا تَهِ سیاست خارجه ما تکلیفش روشن روشن است!&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;• دیدار که تمام شد، یک دیدار پشت پرده شروع شد. همان جانبازی را که روی تخت آورده بودند، پشت پرده بود. آقا آمد بالای سرش. روبوسی و دستبوسی. گفت: آقا! التماس دعا. شنید: شماها باید ما را دعا کنید. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 17 May 2007 09:38:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bitabi&amp;postid=29</comments>
<dc:creator>bitabi</dc:creator>
<guid>http://bitabi.blogfa.com/post-29.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
