با زدن روی هر روز می توانید وقایع نگار آن روز در سالهای جنگ را ببینید
دوستان زیادی را می شناسم که دوست دارند وقایع دفاع مقدس را به تاریخ بدانند
با زدن روی هر روز می توانید وقایع نگار آن روز در سالهای جنگ را ببینید
دوستان زیادی را می شناسم که دوست دارند وقایع دفاع مقدس را به تاریخ بدانند
حجت الاسلام مصطفی پورمحمدی وزیر کشور در مراسم تجلیل از مرکز اسناد انقلاب اسلامی که دیروز در فرهنگسرای دانشجو برگزار شد ، با بیان اینکه تاریخ معاصر ایران جزو نقاط عطف تاریخ جهان است، گفت: انقلاب ایران یکی از انقلاب های بزرگ جهانی است، چرا که توانست تحولی شگرف در عرصه داخلی و جهانی به جای بگذارد.
وی با بیان اینکه هر روز امواج این انقلاب در حال پیشروی است، افزود :امواج انقلاب اسلامی ایران در مناطق و عرصه های جدیدی پیشروی می کند و بدون تردید تاریخی بسیار مهم و تعیین کننده است.
وزیر کشور فعالیت های مرکز اسناد انقلاب اسلامی را فراتر از فعالیت یک مرکز خواند و اظهار داشت:این مرکز توانست نگاه دقیقی به تاریخ و زوایای مختلف آن را ایجاد نماید.
پورمحمدی خاطرنشان کرد : تعمیق فهم و بینش اجتماعی که یکی از اقدامات این مرکز بود اقدامی به جا و شایسته است.
وی ادامه داد : مرکز اسناد انقلاب اسلامی نقشی ماندگار در ثبت و ضبط اسناد انقلاب اسلامی دارد و آغاز بکار دوره دوم این مرکز که همراه با مدیریت روح الله حسینیان است را می توان دوره ای افتخارآمیز برای مرکز اسناد انقلاب اسلامی تلقی کرد.
وزیر کشور اظهار داشت : دوره اول مرکز اسناد به تاسیس، جمع آوری ، ثبت و ضبط اسناد و سازماندهی این مجموعه سپری شد و در دوره دوم با حضور حسینیان و رویکرد وی در خصوص در دسترس گذاشتن این اسناد برای پژوهشگران ادامه می یابد.
وی گفت : فهرستی از موضوعاتی که باید در خصوص آنها برای تدوین تاریخ معاصر تحقیق می شد حدود دو هزار موضوع بود که مورد طبقه بندی و جمع آوری قرار گرفت. لذا این اقدام کاری بسیار مهم در جهت تدوین تاریخ معاصر بود.
پورمحمدی اظهار داشت : هنگامی که مجموعه خدمات مرکز اسناد انقلاب اسلامی به مقام معظم رهبری ارائه شد ایشان از این اقدامات تقدیر نمودند و الطاف ، نگاه و توجه خود را نسبت به آن افزایش دادند تا این کار با جدیدت ادامه یابد.
وی افزود : انقلاب اسلامی ایران بدون تردید به دلیل میزان جاذبه و دافعه ای که دارد یکی از بزرگترین حوادث تاریخی است.
پورمحمدی ادامه داد : انقلاب ایران مدافعانی دارد که برایش جان می دهند و از دیگر سو دشمنانی هم دارد که ثانیه ای نمی توانند آن را تحمل کنند.
وزیر کشور خاطرنشان کرد : این حجم از جاذبه و دافعه وزن انقلاب اسلامی را نشان می دهد و هر روز که می گذرد وزن آن را در حوزه دوستان و دشمنان می توانیم ببینیم.
وی با اشاره به بررسی های وزارت ارشاد اظهار داشت : وزارت ارشاد در بررسی های خود اعلام کرد در 18 سال اخیر بیشترین مطالبی که در نشریات عمومی جهان وجود داشته درباره انقلاب اسلامی ایران بوده است لذا مهم نیست این مطالب له یا علیه انقلاب ما باشد بلکه مهم این است که این حادثه ذهن سیاستمداران ، جوامع و تحلیلگران را به خود مشغول کرده است.
پورمحمدی خاطرنشان کرد : پرداختن به موضوع انقلاب بسیار مهم و تعیین کننده بود به گونه ای که انجام اقدامات جدی در این راستا عده ای را از تحریف تاریخ ما مایوس کرد.
وزیر کشور تاکید کرد : کار مرکز اسناد انقلاب اسلامی در نوع خود مهم و موثر بود چرا که توانست فرهنگ خاطره نویسی و خاطره خوانی را در کشورمان زنده کند و این اقدامی مبارک و ماندگار خواهد بود.
وی افزود : در کنار این اقدامات از بوجود آمدن و ظهور نسل جدید پژوهشگر و تحلیلگر تاریخ خرسندیم.
وزیر کشور تاکید کرد : مرکز اسناد انقلاب اسلامی باید در در دو فصول دیگر تاریخ نیز اقداماتی را انجام دهد.
وی ادامه داد : یکی از فصول تاریخ ما باید شامل تاریخ انقلاب تا امروز شود و بخش دیگری از آن باید به بررسی پیش از تاریخ معاصر تا تاریخ باستان اختصاص یابد.
وزیر کشور اظهار داشت : تاریخ معاصر متقاضیان خارج از مرز نیز بسیار دارد لذا باید تاریخ معاصر به طالبان آن سوی مرزها نیز منتقل شود.
پورمحمدی گفت : مرکز اسناد اتقلاب اسلامی می تواند این تاریخ ها را به زبان های زنده و پرمشتری دنیا ترجمه کند.
وی از شهرداری و اعضای شورای شهر تهران خواست تا بخشی از منابع خود را به چنین موسساتی که بانی انجام کارهای ماندگارهستند هدایت کنند.
وزیر کشور افزود : معمولا شهرداری ها می توانند به صورت جدی به این امور اهتمام ورزند و امیدواریم فعالیت خود را در این راستا تقویت نمایند.
پورمحمدی در خاتمه گفت : این گونه مجموعه ها نیازمند یارانه هستند و ما باید از طریق مختلف به این مراکز کمک کنیم تا آنها همچنان سرپای خود بایستند.
حجتالاسلام روحالله حسینیان رییس مركز اسناد انقلاب اسلامی نیز در این مراسم طی سخنانی خاطرنشان كرد: آنچه موجب حضور من در مركز اسناد انقلاب اسلامی شده است، تنها به عنوان موسسه تحقیقاتی است كه تلاش و همت همكاران را در پی دارد و بنده تنها نمایندهای از دوستانی هستم كه تبر بر دوش و قلم بر دست مینویسم كه گاهی تنها با اعتراضات خود شریك این همت و بزرگواری آنها هستم.
وی ادامه داد: موسسهای كه از كمك دولتی برخوردار نبوده، امروزه به عنوان یك موسسه تحقیقاتی مورد قبول داخل و خارج شناخته شده است كه تنها نكتهی آن اعتقاد و توكل مدیریت بوده است.
رییس مركز اسناد انقلاب اسلامی در پایان سخنانش تصریح كرد: بنده معتقدم كه حكومت جمهوری اسلامی ایران وابسته به امام زمان (عج) است و خدمت كردن و جارو كردن در خیابانهای جمهوری اسلامی را واقعا برای خود عبادت میدانم، اما معتقدم كه خدمت علمی و فرهنگی وفكری ماندگارتر و بقای بیشتری دارد.
وبلاگ اداره تحقیقات و جمع آوری آثار بنیاد شهید و امور ایثارگران استان گیلان راه اندازی شد
داغ های همه تاریخ را ما به یکباره دیدیم،چرا که ما امت آخرالزمانیم، و خمینی، این ماه بنی هاشم، میراث دار همه صاحبان عهد بود در شب یلدای تاریخ. در عصر ادبار عقل و فلک زدگی بشر،در زمانه غربت حق، در عصری که دیگر هیچ پیا مبری مبعوث نمی شد و هیچ منذری نمی آمد خمینی میراث دار همه انبیا و اسباط ایشان بود و داغ او بر دل ما ، داغ همه اعصار ، داغی بی تسلی.
ما را این گمان نبود هرگز که بی او بمانیم. آخر او آیتی بود که«ثقلین» را در وجود خود معنا می کرد، همه «ماتَرَک رسول الله» را، و ما می دانستیم که زمین و زمان می گردند تا انسان هایی چون او، هر هزار سال یکی، پای به دنیای گذارند. آخر آدم هایی چون او، قطب سنگ آسیاب افلاکند،مصداق حدیث «لو لاک» اند و غایت الغایات وجود……و حق است اگر با رفتن زمین از رفتن باز ماند آسمان نیز ،خورشید سرد شود و ماه بشکافد و دریا ها طغیان کنند و باران خون از آسمان ببارد و مومنین از شدت ماتم دق مرگ شوند، و اگر نبود آن حجت غایب، تو بدان، بی تردید که همان میشد .
ما را این گمان نبود که بعد از او بمانیم، اما او رفت و زمین ماند و ما نیز بر زمین، در این پهنه بی منتهایی که عقل راه به جایی نمی برد. دریاها و زمین و آسمان و ماه و خورشید بر جای ما ندند تا مقصود خمینی«ره» محقق شود، آن سان که بعد از رحلت آخرین فرستاده خدا نیز دور فلک بر جای ماند تا حقیقت وجود او را در جهان تحقق بخشد. آخر انسان هایی چون او که یک فرد نیستند ،یک امت اند و یک تاریخ.
کوران روزحشر در اینجا نیز کورند_ که :" من کان هذه اعمی فهو فی الاخراعمی" _ ونمی بینند. آنان از کجا بدانند که کدام امر عظیم واقع شده است؟
نه آنگاه که امام آمد و نه امروز که رفتند است. اگرنه، این ولی خدا برای آنان حجتی میشد تا صدق قصص انبیا را باور کنند و چون سحره فرعون دربرابر این انقلاب به سجده درآیند که " امنابرب موسی و هرون " اگر نه، این ولی خدا برای انان حجتی میشد تا زهد وعدالت علی را باور کنند، حلم حسن را وشجاعت حسین را و…… واین ولی خدا برای آنان حجتی میشد تا عظمت حق را و همه صفات خدا یی را در وجودش بنگرد و انسان را، همچون خورشیدی که نورش از ازلیت تا به ابدیت را فرا گرفته است.
داغ های همه تاریخ را ما به یکباره دیده ایم. یک بار دیگر این رسول اکرم است که در دنیا رفته است، یک بار دیگر این علی است که به شهادت رسیده است، یک بار دیگر این فاطمه است وحسن است وحسین است که ما را داغدار کرده اند، یک بار دیگر این مهدی است که در حجاب غیبت رفته است.
دست ما اگر به نخل بلند وجود او نمی رسد، دست خمینی که می رسید. او آمد تا معنای «انتظار» را به این امت بیا موزد، در آینه وجود خود که اسوه مصادیق منتظران بود، و اکنون دیگر دور افلاک را مرادی نیست جز آنکه منتظر مهدی باشد.
امام «ره» به ما آموخت که «انتظار در مبارزه است» و این بزرگترین پیام او بود، و پس از او، اگر باز هم امیدی ما را زنده میدارد همین است که برای ظهور آخرین حجت حق مبارزه کنیم. امام «ره» ما را آموخت که « عرفان را با مبارزه جمع کنیم»و خود بهترین شاهد بود که بر این مدعا که عرفان عین مبارزه است، و از این پس دیگر چه داعیه ای می ما ند برای انان که عرفان را به مثابه امری کاملآ شخصی بهانه واماندگی خویش می گر فتند؟ او کتاب و سنت را در وجود خویش تفسیر کرد و مجهولات شریعت و طریقت رابا مفتاح مبارک حیات خویش گشود و ما می دانستیم که جهاد اصغر شرط لازم جهاد اکبر است و اولیای مقرب خدا در تمام طول تاریخ همواره بر همین شیوه زیسته اند.
دیگر چه داعیه ای می ماند برای آنان که حکم برظاهر اشعار عرفانی می راندند و با چشمی ظاهربین چهره افیونی خویش را در آینه صیافی وجود عرفا می دیدند و حتی این اواخر ،دیگر افعال و اقوال منصور حلاج را هم با عقل کج اندیش ماتریالیسم دیالکتیک معنا می کردند و حافظ را شرابخواره و زنبازه ای از سلک خویش می گرفتند؟
آیا ندیدند او را که از این سوی پنجه ارباب جور انداخته بود و از آن سوی «سجاده به می رنگین» داشته بود و «دلق مرتع را گرو جامی شراب مرد افکن» نهاده بود؟ آیا ندیدند که در «خلوت ان کار دیگر کردن» و «صراحی پنهان کشیدن » یعنی چه؟ مگر این مردترین مردان میدان مبارزه و زاهدترین زُهاد زمانه نبود که دم از خال لب چشم بیمار و می و میخانه بتکده و رند می آلود خرقه پیر خراباتی میزد ؟
امام رفت و زمین ماند و ما نیز بر زمین ماندیم.با داغ جراحتی سخت بر دل و باری سنگین بر دوش . امام رفت تا بار تکلیف ما برگرده عقل واختیارمان بار شود و همان سان که سنت لا یتغیر خلقت بوده است، چرخه بلیات ما را نیز به میدان کشد و آزموده شویم و این آیت ربانی درست درآید که " لنبلونکم حتی نعلم الجاهد منکم و الصابرین".
اکنون ،این ماییم و امانت او . دست بیعت از آستین اخلاص برآریم و در کف فرزند و برادرش و تلمیذ مدرسه اش بگذاریم که اگر بعد از رحلت رسول الله ظهر حکومت اسلام به غروب خونین شهادت حسین بن علی و «شب بی قمر غیبت » انجامید ، این بار امام فرصت یافت تا وثیقه حکومت را به معتمدین خویش بسپارد و این خود نشانه ای است بر این بار بشارت که خداوند اراده کرده است تا حزب الله و مستضعفین را به امامت و وراثت زمین برساند.